شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

62

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

و شكوه و جلال ثقيف در او جمع است » . شاعر در توصيف او مىگويد : لم تر عين نظرت مثله * من محتف يمشى و من ناعل يغلى نهئ اللحم حتى إذا * أنضج لم يغل على الآكل كان اذا شبّت له ناره * يوقدها بالشرف القائل كيما يراها بائس مرمّل * او فرد حىّ ليس بالآهل لا يؤثر الدنيا على دينه * و لا يبيع الحق بالباطل أعنى ابن ليلى ذا السدى و الندى * أعنى ابن بنت الحسب الفاضل « 1 » يعنى : هيچ ديدهاى او را در ميان پا برهنگان و كسانى كه كفش بپادارند ، نديده است . گوشت نيم‌پخته را قبل از حضور ميهمان نيك مىپزد تا پخته شود و براى خورندگان گلوگير نباشد و نيز در حضور ميهمان بجوشد تا وى به انتظار نشيند . هرگاه براى راهنمايى گذركنندگان ، آتشى بر افروزد ، در مرتفع‌ترين نقاط و آشكارا بر مىافروزد . تا هر مستمند بينوا و يا دور از عشيره و درماندهاى آن را ببيند . هيچ‌گاه دنيا را بر دينش بر نمىگزيد و حق را با باطل سودا نمىكرد . مقصود من از همهء اين سخنان فرزند ليلى آن صاحب جود و بخشش و كرم است ، يعنى فرزند زنى پاك نهاد و گرانمايه كه بسيار والاتبار است . كنيهء آن بزرگوار « أبو الحسن » و لقب وى « اكبر » است ، و در صحيح‌ترين روايات ، لقب او « اكبر » آمده است و يا به اين دليل است كه حسين عليه السّلام داراى شش پسر بوده كه نام سه تن از آنان « على » و سه تن ديگر « عبد اللّه و جعفر و محمد » بوده است و به گفتهء نسب‌شناسان ، طبق روايتى ، او از على سوّم بزرگ‌تر بوده است . ابو مخنف از عقبة بن سمعان روايت كرده و گفته است : سحرگاه شبى كه امام حسين عليه السّلام در كنار كاخ بنى مقاتل به سر برد ، به ما دستور داد آب برگيريم و سپس

--> ( 1 ) . مقاتل الطالبين : 86 .